قصاص یکی از موضوعات بسیار مهم و ملتهب اجتماعی است که تاکنون فیلم ها و سریال های زیادی در این خصوص ساخته شده اند. فیلم جاندار که نخستین کار بلند حسین امیری دوماری و پدرام پور امیری است نیز در نگاه اول چنین تصور می شود که محوریت اصلی فیلم نامه خود را به موضوع قصاص اختصاص داده است.

اما هر چه جلو تر می رویم لایه هایی از فیلم جاندار را می بینیم که نشان می دهد، بطن اصلی داستان چیز دیگری است. یکی از تفاوت های اصلی جاندار با سایر فیلم های ساخته شده در این حوزه این است که در روند داستان می بینیم موضوع به جای حل شدن، پیچیده تر و گنگ تر می شود، به گونه ای که مخاطب را تا پایان داستان با خود می کشاند.

شروع این داستان با صحنه ای از شادی و عروسی است که تبدیل شدن آن به صحنه ای از درگیری و دعوا و در نهایت وقوع یک قتل، سناریویی آشنا برای تماشاچیان بوده و روایت کننده همان داستان همیشگی آرامش قبل از طوفان است. اما ماجرا آنگونه که مخاطب انتظار دارد پیش نمی رود.

چرا که لایه های اصلی داستان، پس از وقوع قتل، خود را نشان می دهد. هنگامی یاسر (جواد عزتی) برای گذشت از خون برادرش شرط می گذارد که دختر خانواده قاتل یعنی اسما (باران کوثری) باید از ازدواج خود منصرف شود و با او ازدواج کند. اما شوک اول جایی به تماشاچی وارد می شود که می فهمد اسما باردار است و برای تن دادن به ازدواج با یاسر باید فرزند خود را سقط کند. اما شاید تا به اینجا هم مخاطب بگوید که این هم مانند سایر کارهاست.

اما غافل گیری های فیلم جاندار در اینجا هم تمام نمی شود. در ادامه داستان می بینیم که پدر خانواده قاتل در سکانس هایی از فیلم خود را مردی نشان می دهد که مدیریت خانواده را بر عهده دارد و سعی می کند به شکلی منطقی با موضوع برخورد کند. اما کمی بعد مشخص می شود که او در گذشته دوبار ازدواج کرده و همسران خود را وادار به زندگی در کنار هم کرده است و در اینجا مخاطب می فهمد که با موضوعی بیش از یک داستان مربوط به قصاص مواجه است.

از این جای داستان است که رویارویی فرزندانی که از دو مادر هستند با یکدیگر آغاز می شود و پدری که همواره خود را فردی نشان داده که سعی می کند همه اعضای خانوداه را در کنار یکدیگر نگه دارد، خود عامل رو در رو قرار گرفتن فرزندانش است. در اینجا مخاطب می بیند که این خانواده با مشکلات عمیق تری که ریشه در گذشته دارد، دست و پنجه نرم می کند. خانواده ای به ظاهر شاد و خوشبخت که زخم های فرو خورده آن ها در وقوع یک حادثه و قتل سر باز می کند.

تا به اینجا می توان گفت که حسین امیری دوماری با توجه به اینکه اولین کار بلند خود را ساخته اما به خوبی توانسته با جسارت هر چه تمام تر و بر پایه فیلم نامه ای قوی، فیلمی در ظاهر با موضوعی تکراری، اما در باطن بسیار متفاوت را بسازد.

نکته دیگری که بی شک در موفقیت فیلم جاندار نقش داشته، حضور بازیگران به نام و شناخته شده در این فیلم و به کار گیری درست آن ها در شخصیت ها است. هوش بالای کارگردان را زمانی می بینیم که جواد عزتی در نقش یاسر ظاهر می شود، شخصیتی که هر چه پیش می رویم، مخاطب حس منفی تری از او می گیرد و حامد بهداد در نقش برادر بزرگ تری است که به جای اینکه فردی منطقی و با فکر باشد، فردی است که بدون در نظر گرفتن خیلی از مسائل و با بی فکری عمل می کند. همین جای گذاری بازیگران در نقش هایی دور از انتظار و غیر قابل پیش بینی باعث جذب بیشتر مخاطب به فیلم می شود.

اما شاید یکی از نکات منفی و انتقادهایی که به این کار وارد است، پایان بندی آن باشد. پایانی که نتوانست آنگونه که باید نظر مخاطبان را به خود جلب کند. پایان تا حدودی باز فیلم جاندار که با تلخی و آزار مخاطب همراه است، برای فیلمی که از ابتدا تماشاچی را هر لحظه غافلگیر کرده و با خود تا انتهای داستان می کشاند، مناسب نیست.

ببینیده دوست دارد پس آن همه کش و قوس های فراوانی که در فیلم شاهد آن بوده و شوک هایی که بر او وارد شده، انتهای داستان را هر چند تلخ و آزار دهنده اما به شکل کاملا مصور ببیند نه اینکه مجبور شود آن را در ذهن خود مجسم کند که این امر می تواند نشان از بی تجربگی سازندگان فیلم جاندار باشد.

اما با تمام این اوصاف باید گفت که فیلم جاندار با نگاه متفاوت خود به عنوان اولین کار بلند حسین امیری به خوبی توانست رسالت خود را انجام دهد و پیام خود را به مخاطب منتقل کند و اینکه توانست در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر نامزد در یافت جایزه در بخش نگاه نو باشد، برای این کارگردان تازه کار موفقیت خوبی محسوب می شود.