سریال دل به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی جواد فرحانی، این روزها از شبکه نمایش خانگی در حال پخش است. این کار پنجمین همکاری منوچهر هادی و بابک کایدان (نویسنده) در زمینه ساخت فیلم و سریال با ژانر ملودرام اجتماعی است.

فیلم برداری این سریال از بهمن ۱۳۹۷ در استان البرز آغاز شد تا شهریور ۹۸ ادامه یافت و پس از آن فیلمبرداری سکانس های خارج از کشور، در ترکیه انجام شد. حضور بازیگران مطرح و سرشناسی چون حامد بهداد، ساره بیات، بیژن امکانیان، سعید راد، نسرین مقانلو، مهراوه شریفی نیا، یکتا ناصر و … باعث شد تا در شروع پخش این سریال، مخاطبان زیادی مشتاق دیدن آن باشند. کاری که می توان گفت در اغلب سریال های نمایش خانگی شاهد آن هستیم، استفاده از چهره های سرشناس برای جلب مخاطب.

اما کمی پس از پخش سریال دل، بسیاری از منتقدان و مخاطبان بر این باور بودند که این سریال به هیچ عنوان در حد انتظار آنها نبوده و بسیاری از دنبال کنندگان کارهای منوچهر هادی معتقدند که سریال دل به هیچ عنوان نتوانسته به موفقیت سریال عاشقانه دست پیدا کند.

اما به واقع چه عواملی باعث این عدم موفقیت بوده است. آیا حضور همزمان رقیبانی چون کرگدن یا خواب زده در این امر تاثیر داشته یا ضعف در ساخت و قصه پردازی خود سریال نتوانست دل مخاطبانش را بدست آورد. در ادامه به نقد و بررسی این سریال لوکس و پر حاشیه خواهیم پرداخت.

فیلمنامه ضعیف و کلیشه ای

یکی از اصلی ترین انتقادهایی که از شروع سریال دل به آن وارد شد، فیلمنامه ضعیف این سریال بوده است. به گونه ای که در همان قسمت اول با دیالوگ هایی بسیار کلیشه ای و ضعیف مواجه می شویم و در همانجا در می یابیم که سریال آنگونه که می خواستیم نبوده است. حتی حضور بازیگران سرشناس و با تجربه نیز نتوانست ضعف در نویسندگی را بپوشاند.

همچنین برخی معتقدند که همانند اکثر کارهای هادی در این سریال نیز بیش از اندازه به زندگی های تجملاتی پرداخته شده به گونه ای که همزاد پنداری و باور پذیری آن برای قشر زیادی از جامعه غیر ممکن است. زندگی لاکچری که واقعیتی از زندگی مردم عادی جامعه در آن دیده نمی شود.

شاید بتوان گفت حتی یکی از دلایل دیدن این سریال توسط بسیاری از مخاطبان تنها به دلیل کنجکاوی و علاقه به دنبال کردن همین زندگی های لوکس و پر زرق و برق است. اینکه مردم عادی دوست دارند ببیند افراد ثروتمند جامعه چگونه زندگی می کنند و چگونه عاشق می شوند.

جدا از پرداختن به زندگی تجملاتی، نگاه نویسنده به شخصیت ها نیز در این خصوص بسیار ضعیف و بحث برانگیز است. اینکه حامد بهداد در طول سریال شخصیت یک جوان خوش پوش و با اخلاق را دارد که تربیت شده در یک خانواده سطح بالاست اما در مقابل کسی که مشکلات اخلاقی دارد از خانواده ای غیر مرفه و ضعیف جامعه است.

فیلمنامه ضعیف و کلیشه ای

ضعف در فرهنگ سازی

در سریال دل می بینیم که به موضوع بسیار جدی در جامعه یعنی تجاوز پرداخته شده، اما نحوه پرداختن و نگاه نویسنده و کارگردان به این مسئله ذهن بسیاری از مخاطبان را درگیر کرده است. در سریال دل، پس از آنکه متوجه می شویم که دلیل اصلی رستا (با بازی ساره بیات) برای بهم زدن مراسم ازدواجش در شب عروسی به دلیل تجاوز بوده، شاید برای چند لحظه با این شخصیت ابراز همدردی می کنیم و به او حق می دهیم که چنین کاری کرده است، اما کمی که جلو تر میرویم با خود میگوییم که چرا دختری با چنین سطح از تحصیلات و تربیت در چنین خانواده ای اینگونه با موضوع تجاوز برخورد می کند. باز تا به اینجا ممکن است واکنش رستا به این موضوع تا حدودی قابل درک باشد، اما برخورد پدر و نامادری رستا بار دیگر ما را نا امید می کند.

می توان گفت نحوه پرداختن به موضوع تجاوز در این سریال تا حد زیادی زحمت بسیاری از مددکاران و فعالان در این زمینه را که سال ها تلاش کردند تا در خصوص این امر فرد قربانی سکوت نکند و در مقابل سعی کند تا از حقوق خود دفاع کند را به باد داده است.

ضعف در فرهنگ سازی

مشکلات تکنیکی

یکی از مشکلاتی که بسیاری از مخاطبان سریال دل به آن اشاره می کنند، طولانی بودن بی جهت سکانس ها و کشدار بودن قسمت های سریال دل است. در طول پخش سریال بارها شاهد آن هستیم که یک قسمت بدون آنکه اتفاق خاصی در آن بیفتد تا بیننده را ترغیب به دیدن سریال در هفته آینده کند، به پایان می رسد.

همچنین همواره و در تمامی قسمت ها شاهد سکانس هایی طولانی همراه با موزیک متنی تکراری و نه چندان گوش نواز هستیم، که گویی به جای دیدن سریال، به تماشای یک موزیک ویدئو نشسته ایم. موزیک ویدیویی که گاهی هیچ گونه ارتباط حسی را با سکانس برقرار نمی کند.

استفاده از فلش بک های مکرر و تو در تو به یکی از ابزارهای مورد علاقه بسیاری از فیلمسازان به خصوص در سریال های نمایش خانگی تبدیل شده است. تکنیکی که به نو به خود اگر درست و به جا استفاده شود بسیار جذاب بوده و نشان از سطح بالای کار است.

اما متاسفانه در سریال های زیادی شاهد استفاده بیش از اندازه و نادرست این تکنیک هستیم که سریال دل نیز از این قاعده مستثنی نیست. فلش بک های تکراری و پی در پی که در برخی قسمت ها مخاطب را دچار سردرگمی می کند.

عدم انتخاب درست بازیگران نیز یکی دیگر از مسائل و حاشیه هایی بوده که از آغاز پخش این سریال همواره در مورد آن صحبت شده است. انتخاب بازیگران برای هر کاراکتر به گونه ای است که گویی پیش از نوشتن فیلم نامه و شخصیت ها، تعدادی بازیگر از قبل مشخص شده برای بازی در این سریال انتخاب شده اند.

حال کارگردان کاراکتر و شخصیت ها را بین این بازیگران پخش نموده است. به عنوان مثال، بسیاری از منتقدان و مخاطبان معتقدند که یکی از نقش های اصلی این سریال یعنی رستا به هیچ عنوان مناسب ساره بیات نبوده است. این موضوع در خصوص برخی دیگر از شخصیت های سریال دل نیز مشاهده می شود.

از دیگر نقد های تکنیکی وارد شده به این سریال که آنگونه که باید به آن اهمیت داده نشده انتخاب لباس و چهره پردازی بازیگران است. در حالی که باید گفت انتخاب لباس یکی از عناصر اصلی در شخصیت پردازی در هر فیلم و سریال محسوب می شود.

کار طراح لباس این است که بتواند لباس مناسب هر نقش را به درستی انتخاب کند، به گونه ای که آن لباس به خوبی شخصیت کاراکتر مورد نظر را نشان دهد. اما در سریال دل می بینیم که هیچ یک از این موارد رعایت نشده و تنها لباس هایی لوکس و پر زرق و برق را در تن بازیگران می بینیم که حتی اصول هارمونی رنگ ها نیز در آن رعایت نشده است.

شاید تنها شخصیتی که در این سریال  تا حدودی لباس و کاراکتر با هم همخوانی دارد، مربوط به نقش رستا است که در طول سریال مشاهده می کنیم که همانند شخصیتش لباس هایی با ترکیبی از رنگ های خنثی همراه با طوسی به تن می کند.

اما در کنار تمام نقد های و نکات منفی گفته شده در خصوص سریال دل، می توان گفت تنها نکته مثبت در این سریال پرداختن به ریشه دار بود مشکلات افراد جامعه در کودکی آن ها است. چیزی که هم در خصوص نقش نکیسا (با بازی کوروش تهامی) و هم آوا ( با بازی یکتا ناصر) شاهد آن هستیم. به هر حال تا به اینجا سریال دل نتوانست آنگونه که باید نظر مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند. در ادامه باید دید که آیا تغییری در روند سریال رخ خواهد داد یا خیر.

مشکلات تکنیکی